محمد مهدى ملايرى

304

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

و مختصرتر نمايد . « 1 » آيا اين ترجمهء قديمتر همان ترجمه ارجانى تسترى است كه گفتيم نسخه‌اى از آن در موزهء بريتانيا است يا ترجمه‌اى ديگر بوده ؟ اين هم سؤالى است كه تا اصل نسخه‌هاى خطى با نسخهء چاپ شده بادقت مقابله نشود نمىتوان به آن جواب صحيحى داد . نسخهء چاپى كه اكنون از ترجمهء جاويدان خرد مسكويه در دست است ، نسخه‌اى است كه آن را در زمان سلطنت ناصر الدين شاه يكى از پارسيان هندى مقيم ايران به نام « مانجى ليم جى هوشنگ هاتريا » ملقب به درويش فانى و مسافر مظلوم « 2 » در سال 1294 هجرى در تهران با قطع كوچك و چاپ سنگى در 436

--> ( 1 ) . جاودان خرد فارسى ، ص 13 . ( 2 ) . دربارهء اين نامهاى متعدد در خاتمه اين كتاب مطالبى آمده كه چون خالى از فايده نيست در اينجا خلاصه مىشود : « اسم اين بنده مانكجى است و مانك به زبان گجراتى ياقوت را نامند و جى نشانى است كه محض تشخيص از هند و فارسيان هندوستان بر اسم افزايند و به زبان فرس قديم جى را پاك و مبارك نوشته‌اند و نام پدرم ليم جى از دودمان حضرت ساسان كه يزدانى درود بر روان خود و دودمانش باد . و چون دهمين پدر بنده كه كاوس جى نام داشته كسب تجارت پيش گرفته و تاجر را به زبان گجراتى هاتر خوانند اين نام بر اين خانواده علم گشته كه الى حال به هاتريا اشتهار دارد . از طفوليت طبعم به مسافرت مايل بوده قبل از پانزده سالگى از ايشان ( پدر و مادر ) جدا شدم و دايم در سياحت و سفر بودم ؛ چون دنيا را محل عبور و مرور خلايق ديدم كه در آن آيند و روند خود را مسافر خواندم ، وزان پس چون نژاد خود را دانستم كه از دودمان حضرت ساسانم طالب معنى ساسان گشتم دريافتم كه به فارسى قديم ساسان آن باشد كه بداند چنانچه تهيدست به جهان آمده تهيدست خواهد شد و به جهان دل نبندد كه حال چنين كس را درويش گويند پس درويش را هم بر نام خويش افزودم و در سنهء 1840 عيسوى مطابق سنه 1256 هجرى در دمن ( ظ . دامن ) خدمت مرحوم مبرور موبدان موبد فريدون جى مرزبان جى طاب الله ثراه كه فريد عصر و يگانه روزگار و از ابتدا نيز مايه تربيت اين بنده شده بود مشرف شدم و نصايح و كلمات دلپسند ايشان را دريافتم و معنى كل شيئا ( شيئى ) هالك الا وجهه را دانستم كه آفريدگار همه فنا شونده و نيستى پذيرنده‌اند پس خويش را فانى خواندم . و چون در اين سفر ايران مينونشان زياد توقف كردم و خواستم با ابناى روزگار مراوده و مرابطه داشته باشم و تا توانستم به هر كسى خدمت كردم ولى از بعضى حق ناشناسان برعكس نتيجه بخشيد و در دام بلا گرفتار گرديدم ، و چون محض استخلاص بنده مردمان بزرگ توجهى مىفرمودند ، يك روز در خانه سركار فخامت آثار حاجى ميرزا -